ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

12

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بنام خداوند ادامه حوادث سنه يازده هجرى داستان سقيفه و خلافت ابى بكر چون پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلم وفات يافت انصار در سقيفه ( محل ) بنى ساعد جمع شدند كه با سعد بن عباده ( رئيس انصار ) براى جانشينى پيغمبر بيعت كنند . ابو بكر آگاه شده باتفاق عمر و ابو عبيده جراح سوى آنها رفتند و پرسيدند ( با اعتراض ) اين كار چيست ؟ گفتند : ( انصار ) از ما يك امير باشد و از شما ( مهاجرين ) يك امير برگزيده شود . ابو بكر گفت : امراء از ما و وزراء از شما باشند . سپس ابو بكر گفت : من يكى از اين دو مرد را براى شما اختيار مىكنم . عمر يا ابو عبيده كه استوارترين فرد اين امت است . عمر گفت : كدام يك از شما خشنود و نيك نفس باشد كه هر قدمى را كه پيغمبر پيش انداخت آن را بپذيرد و بدنبال آن گام بردارد ؟ ( مقصود ابو بكر كه براى نماز بجاى پيغمبر پيش قدم شده و يار غار بوده ) . عمر با او ( ابو بكر ) بيعت كرد و مردم ( مهاجرين ) از او پيروى كردند ولى انصار